وهاب 1393/09/14 02:33 قبل از ظهر نظرات ()

دست‌ِ تو سخاوت‌ِ سپیدار !چهارشنبه ها
چشمان‌ِ تو وعده‌گاه‌ِ دیدار !
اِی‌ بغض‌ِ نهفته‌ در ترانه‌ ،
چشمان‌ِ مرا به‌ گریه‌ بسپار !
با هق‌هق‌ِ گریه‌ام‌ خودی‌ باش ،
تا حادثه‌ی‌ خدانگهدار ! 

با زمزمه‌ام‌ بخوان‌ تو اِی‌ یار !
آنسوی‌ سفر مرا به‌ یادآر !

با یادت‌ ، در باران‌ ، من‌ در کوچه‌ها گریه‌ کردم‌ !
از آغاز ، تا پایان‌ ، تلخ‌ و بی‌صدا گریه‌ کردم‌ !

بیا ! بیا ! اِی‌ بهترین‌ فصل‌ِ ترانه‌ !
بِبَر مرا تا فتح‌ِ شعرِ عاشقانه‌ !
تو بردی‌ آوازِ مرا تا اوج‌ِ فریاد !
رفتی‌ُ در این‌ آینه‌ من‌ رفتم‌ از یاد !

ببین‌ ، ببین‌ اِی‌ بهترین‌ !
در این‌ غروب‌ِ واپسین‌ ، تنهاترینم‌ !
سفر نکن‌ از شهرِ من‌ !
بمان‌ که‌ در عاشق‌ شدن‌ ، رسواترینم‌ !

یغما گلرویی