وهاب 1392/12/20 12:40 قبل از ظهر نظرات ()
دعاکردیم که بمانی بیایی کنار پنجره ، 
باران ببارد و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی
 اما دریغ که رفتن راز غریب همین زندگی است
 رفتی پیش از آن که باران ببارد
..... و اینک 
نزدیک است چهارشنبه ترین سوختن 
می خواهم
تمام اندوهم را در آتش بریزم
در یک چهارشنبه ی سرخ...